تبليغاتX
پله برقی - بانوی اول، زهرا رهنورد و میشل اوباما!

پله برقی

یادداشت های پراکنده بهمن هاتفی

بانوی اول، زهرا رهنورد و میشل اوباما!

این روزها با همراهی زهرا رهنورد در مبارزه انتخاباتی جاری در کنار همسرش میرحسین موسوی، عنوان بانوی اول آینده هم در متن‌ها بکار می‌رود. محبوب بودن میشل اوباما همسر رئیس‌جمهور آمریکا برای رسانه‌ها، باعث شد تا "بانوی اول" نیز به صفتی مشهور در رسانه‌های ایران تبدیل شود. آیا باید برای زهرا رهنورد هم همان نقشی را قائل بود که برای میشل اوباما در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا؟ مسأله مطرح این یادداشت ارزیابی جایگاه رهنورد در کمپین موسوی است.

مانند هر پدیده جدید دیگری و به‌خصوص اگر آن پدیده از آمریکا بیاید، برخی بدون هیچ مقاومتی آن را می‌ستایند و کسانی هم با آن مخالفت می‌کنند. همراهی همسر کاندیدا برای دسته‌ای نشان متمدن بودن می‌شود و برای دسته‌ای دیگر نشان بی‌بندوباری و فراموش کردن ارزش‌های اخلاقی جامعه. اما قبل از هرگونه برخورد  مثبت و منفی باید جایگاه "بانوی اول" را شناخت. بانوی اول ایالت متحده در درجه اول نشان از خصوصیتی در پرزیدنت ایالت متحده است. در جامعه آمریکا مرد ِ خانواده بودن مهم است. اهمیت آن نه در آوردن رأی که نداشتن آن خصوصیت،  یک نقصان برای کاندیدای ریاست‌جمهوری به شمار می‌رود. به همین علت همسر کاندیدا دوشادوش وی در مبارزه انتخاباتی حاضر می‌شود و گاهی پای بچه‌ها را هم به میان می‌کشند. این نقش پس از انتخاب جناب پرزیدنت نیز برای بانوی اول باقی می‌ماند و او باید شخصی متشخص و رسمی باقی بماند تا در میهمانی‌های رسمی حضور یابد و میزبان همسران دیگر سران باشد. اگر بانوی اول بخواهد به کاری اجتماعی هم بپردازد، معمولاً در حول‌ و حوش مؤسسات خیریه و کارهای عام‌المنفعه خواهد بود. در این فعالیت‌ها هم بانوی اول در سایه سنگین همسر قرار دارد و حتی بخش بزرگی از اعتبار احتمالی که کسب می‌کند به همسر می‌رسد. خلاصه آنکه بانوی اول خیلی بیشتر از آن‌که "خودش" باشد، "همسر رئیس جمهور" است. البته توجه رسانه‌ها به بانوی اول بسته به مورد کم و زیاد می‌شود که آن‌هم به جاذبه‌های فردی او برمی‌گردد. نکته مهمی که می‌خواهم تأکید کنم آنست که بانوی اول نه تنها شخصیت سیاسی مستقلی از خود ندارد و در سایه همسر قرار دارد که در حقیقت اصلاً شخصیت سیاسی ندارد.

در اینجا بحثم در مورد خانم رهنورد این نیست که او و همسرش تابوشکنی کرده‌اند و با هم به میدان آمده‌اند، که از این زاویه بارها صحبت شده است. شاید ایمیل‌هایی که حاوی عکس این‌دو در دست یکدیگر که از جلسه سخنرانی بیرون می‌آیند، به دست شما هم رسیده باشد، ایمیل‌هایی که نشان می‌دهد برخی از ما از همین تابوشکنی هم چقدر به‌وجد آمده‌ایم. بحثم در این‌جا اینست که عنوان بانوی‌ اول برازنده خانم رهنورد نیست.

رهنورد پابه‌پای همسرش سخنرانی می‌کند و مواضعی را اتخاذ می‌کند که موسوی هنوز نتوانسته است شخصاً به آنها نزدیک شود. رهنورد از  پیوستن به "کنوانسیون رفع تبعیض از زنان" می‌گوید و از "تامین رفاه کرامت مندانه" آنان. او نگاه "قیم مآبانه به زن" را نقد می‌کند که از "سفر تا جراحی"، زن را محتاج به اجازه همسرش می‌داند. او "رفتار گشت های امنيتی با زنان را زشت ترين و کثيف ترين رفتار با آنان" می‌داند و آن را بارها در سخنرانی‌هایش عنوان می‌کند. او نظام حقوقی‌ای را نقد می‌کند که برای زن ارزش خاصی قائل نیست و می‌گوید: "وقتی پای یک زن به دادگاه می رسد، من ندیده ام به راحتی به حق خود برسد، زیرا برای سعادت و سلامت او قانون نداریم". سخن‌رانی‌های رهنورد فقط به مسائل زنان خلاصه نمی‌شود و به راحتی می توان جملاتی چون "تمام زن‌ها و مردهايی که زندانی سياسی هستند،‌ اعم از دانشجو و غير دانشجو آزاد بايد گردند" و یا "جوانان ما آزادی بیان و اندیشه می‌خواهند" را در سخنرانی‌هایش پیدا کرد. رهنورد انتخابات را یک "فرصت ملی" می‌داند که باید از آن برای مطرح کردن مطالبات استفاده کرد.

برخلاف بانوی اول، رهنورد یکی از اجزای دکور نمایش نیست که خود یکی از بازیگران این نمایش است. نقشی که او بازی می‌کند، نقش همسر کاندیدا نیست که او نقش منحصربه‌فرد خودش را بازی می‌کند.

برخی مطالب مرتبط با موسوی در این وبلاگ

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 0:58  توسط بهمن هاتفی  |