فوتبال، مذهب، خشونت
تصوراتی از غرب داریم که بعد از زندگی در "اینور آب" یکی پس از دیگری نقش بر آب میشوند. بارها در مواجهه هموطنانم در ایران با حرفهایم در مورد اینجا نوعی ناباوری دیدهام. چرا که ظاهراً هر چه میگویم با تصورات و پیشفرضها در مورد غرب متفاوت است. یکی از این پیشفرضها چگونگی نقش دین در کشورهای سکولار است.
میخواهم از فوتبال بنویسم. اما نمیخواهم از فوتبال امشب و رقابت منچستریونایتد و بارسلونا در فینال باشگاهای اروپا بگویم. دو خبر از این هفته فوتبال در بریتانیا گوشههایی از واقعیتهایی را نشان میدهد که در زیر پوست شهرهای آن جاری است و در تیررس نگاه عادی قرار ندارد. یکی از این دو خبر مرگ مردی در ایرلند شمالی است و خبر دیگر حمله تماشاگران تیم لوتون به چند فروشگاه مسلمانان.
فوتبال یکی از اصلیترین تفریحات مردم بریتانیاست. روزهای شنبه که روز اصلی فوتبال است، چهره تمامی کشور دگرگون میشود. پیراهنها و پرچمهای تیمها همه جا حضور دارند. از ساعتهای اول روز حرکت برای رسیدن به شهرهای دیگر برای دیدن فلان مسابقه را در ایستگاههای قطار میتوان دید. و دستههایی که شعار میدهند و سرود میخوانند. این جو در بعدازظهر به درون ورزشگاهها و کافهها و مغازههای شرطبندی میرود و پس از مسابقه دوباره به سطح شهر میآید تا به آرامی مضمحل شود.
چند هفته پیش، در شهر کوچک لوتون در شمال لندن بخشهایی از ارتش بریتانیا که از عراق بازگشته بود، رژه رفتند و مورد استقبال عموم قرار گرفتند. در جریان رژه عدهای معدود (آنگونه که دوربینهای تلویزیونی نشان دادند، هفت یا هشت نفر) در مخالفت با جنگ عراق و حضور بریتانیا در این جنگ شعار دادند و از سربازان با پلاکاردهایی با مضمون "متجاوزران" استقبال کردند. در میان این عده که ظاهراً همگی مسلمان بودند، چند چهره افراطی که مظنون به همکاری با تروریستها هستند، دیده میشدند. تا چند روز "توهین به سربازان" از خبرهای درشت رسانهها بود و جو لوتون تا حدودی ملتهب گزارش میشد. تصور میکردم داستان پایان یافته است اما یکشنبه بعد از پایان مسابقه لوتون، عدهای از تماشاچیها به چند مغازه مسلمانان حمله کردهاند. مسلمانان (اکثراً پاکستانی تبار) اقلیت بزرگی در لوتون هستند. مکانهای مورد حمله، متعلق به این اقلیت است و هیچ خصوصیت خاص دیگری ندارند. در عکسی که بیبیسی نشان داد حمله کنندهای صورت خود را پوشانده بود و پرچم انگلیس (سفید با صلیبی قرمز) را در دست داشت، پرچمی که اینگونه موارد به مظهر نژادپرستی تبدیل میشود ( این پرچم انگلیس بیشتر کاربرد ورزشی دارد، اما گروههای ملیگرای افراطی از آن بیشتر استفاده میکنند).
خبر دوم، آخر هفته گذشته مسابقه سرنوشت سازی بین سلتیک گلاسکو و گلاسکو رنجرز برقرار بود که سرنوشت قهرمانی اسکاتلند را مشخص میکرد. در جریان تماشای این فوتبال مردی در ایرلند شمالی کشته شد و همسر باردارش بشدت مضروب. دیشب در اخبار تلویزیون مصاحبه کوتاه زن مضروب را دیدم که صورتش کبود شده بود و اشک میریخت. دسته گلهایی در محل واقعه به همراه پیراهنهای سبز راهراه سلتیک و پرچمهای کوچک ایرلند جنوبی دیگر چیزهایی بود که دوربین به ما نشان داد. شاید بپرسید که قهرمانی اسکاتلند چه ربطی به ایرلند شمالی دارد.
تماشای فوتبال در بریتانیا جمعی است. این فقط ورزشگاهها نیستند که پذیرای تماشاچیان هستند که مردم برای تماشای فوتبال به "کافه" و "بار" میروند و در بسیاری از موارد همانند ورزشگاه شعار میدهند و برای رقیب کُری میخوانند. احتمالاً باز هم مسأله بهطور کامل حل نشد که قهرمانی باشگاههای اسکاتلند چه ربطی به ایرلند شمالی دارد. داستان از این قرار است که سلتیک تیم کاتولیکهای گلاسکو و رنجرز تیم پروتستانهاست. دو قطبی بودن فوتبال اسکاتلند، انعکاسی از دوقطبی کاتولیک- پروتستان در آنجاست. از طرفی دعوای ایرلند شمالی که ما سالهاست فقط جنبه سیاسی آن را میبینیم، دعوایی مذهبی بین کاتولیکهای جداییطلب و پروتستانهای وحدتطلب است. پس بیجهت نیست که سلتیک در بلفاست پایتخت ایرلند شمالی طرفدار داشته باشد، چرا که سلتیک به جرأت بهترین تیم کاتولیک در فوتبال بریتانیا است و تیمی از ایرلند جنوبی نیز به خوبی سلتیک نیست. و البته واضح است که هر جا سلتیک باشد، سروکله رنجرز نیز پیدا شود. پس برای من بیننده در گزارش دیشب، سمبلهای تیم سلتیک بیش از آنکه نمادهایی ورزشی و سکولار و پرچمهای ایرلند جنوبی بیش از آنکه نمادهایی ملی و سکولار باشند، نمادهایی مذهبیاند که هویت کاتولیک خود را به رخ میکشند.
بسیاری از ما بارها و بهخصوص در دهه نود، اخبار مرتبط با ارتش جمهوریخواه ایرلند را از میان خبرهای دیگر شنیدهایم. بسیاری از ما نام بابی ساندز را شنیدهایم، شاید از خیابان آن در تهران نیز عبور کرده باشیم، و شاید برخی از ما بدانیم که کسرایی «قطره قطره مردن و شب جمع را به سحر آوردن» را برای اعتصاب غذای "بابی" سروده است، اعتصاب غذایی که به زندگی او خاتمه داد. اما من مطمئنم که بسیاری از ما از زمینه مذهبی مسأله ایرلند شمالی، که اگر تمام مسأله نباشد بخش بزرگی از آن است، بی اطلاعیم.
فوتبال و تماشاچیانش ربطی به نژادپرستی یا دعواهای مذهبی ندارند، اما فوتبال، رفتار جمعی تماشاگرانش را به نمایش میگذارد. هیجان فوتبال، تماشاچی را به جایی میبرد تا او احساساتی را که در حالت عادی از خود نشان نمیدهد، بهراحتی بروز دهد. اگر فوتبال را دوست ندارید، باز هم میتوانید به آن و بهخصوص حواشیاش نگاه کنید و به بسیاری از واقعیات جامعه دست یابید.