سرود "ای احمدی نژاد"، کیش شخصیت، و مناظره کاندیداها
سرود تبلیغاتی "مهر" که با آهنگ سرود تاریخی و محبوب "ای ایران" ساخته شده است را شنیدهاید؟ البته من قصد ندارم که در مورد سرود ای ایران بنویسم. این موضوع مرا به سوی دیگری سوق داد. آیا برای شما جملاتی مانند «زنده باد نام تو احمدی نژاد» یا «دانش و فرّ ما گشته پر ثمر/ بر سپهر امید ما گرفته بال و پر» و یا «ای که لرزانده ای پشت ظالمان/ چرخه هسته ای از تو جاودان» در این سرود عجیب به نظر نمیرسد؟
محمود احمدینژاد قطعاً رکورددار تعداد جوک ساخته شده در باره یک نفر در ایران است. این جوکها و بیان، ارسال و دریافت چند باره آنها، باعث میشود تا روی دیگر سکه یعنی شکل برخورد طرفداران وی کمتر به چشم بیاید. آیا تا به حال وبلاگهای طرفداران احمدینژاد را دیدهاید؟ در باره او عاشقانه مینویسند. شما براحتی میتوانید وبلاگهایی پیدا کنید که در آنها حتی از رهبری و ولایت و امام و… هم خبر چندانی نباشد، اما در شکوه و عظمت، خلاقیت و توانایی، مردمداری و نوعدوستی احمدینژاد قلمفرسایی شده باشد. احمدینژاد همانگونه که در بسیاری از تحلیلها و نظرات مخالفینش مترسک کس یا کسانی دیگر محسوب میشود، در برخی دیگر (چه مخالفان و چه عاشقان سینه چاکش) منشأ تحولات محسوب میشود.
پروپاگاندا حول شخصیت رئیس اجرایی کشور (با وجود رهبری مافوق در ساختار حقیقی و حقوقی) از مشخصات مهم دوران ریاست جمهوری احمدینژاد است. البته پروپاگاندای "سردار سازندگی" برای هاشمی رفسنجانی هم چند صباحی اوج گرفت، اما آن با کیش شخصیت* احمدینژاد متفاوت بود. مهمترین تفاوت هاشمیرفسنجانی با احمدینژاد در این است که هاشمی در رژیم حقیقی قدرت دست دوم محسوب نمیشد. بعد از مرگ آیتالله خمینی، قدرت ظاهراً بین او و رهبری جدید تقسیم شد و او در ذهن مردم کوچه و خیابان چندان زیردست محسوب نمیشد که حتی بسیاری او را نفر اول واقعی در قدرت میدانستند. ابداع و بکارگیری واژه "اکبر شاه" توسط مردم نشان از قدرت زیاد وی در آن دوران داشت (روند قدرتمند شدن آیتالله خامنهای، با دور شدن نسبی جناح راست از هاشمی در دوره دوم ریاست جمهوری وی شروع و سپس در دوره خاتمی که تمامی مخالفین اصلاحات زیر چتر رهبری جمع شدند، کامل شد). در واقع پروپاگاندای "سردار سازندگی"، تبلیغات رسمی نظام بود که بهخاطر موقعیت رفسنجانی در قدرت به وی میرسید.
اما احمدینژاد حتی بنا به ادعای طرفداران دوآتشهاش نفر اول نیست و در سایه نفری دیگر قرار دارد. همین خصوصیت است که کیش شخصیت محمود احمدی نژاد را متفاوت میکند. او و اطرافیانش از فردای ریاست وی بر شهرداری تهران، اقدامات خود را در برجسته کردن شخصی وی آغاز و پس از انتخابات نهم با جدیت دنبال کردند. احمدی نژاد باید همه جا میبود. هر سال به مجمع عمومی سازمان ملل رفت و به شهرهای مختلف سر زد. او باید منشأ و منبع تمامی تغییرات و دستاوردهای واقعی یا فرضی معرفی میشد. تغییر سیاست خارجی بهخاطر او بود (مثبت یا منفی دیدن نتیجه تأثیری در این تصویر ندارد) و ایران هستهای دستاورد اوست. او نه فقط به رهبران سیاسی دنیا که به پاپ هم نامه نوشت و پیامبرگونه آنان را نصیحت کرد. داستان "هاله نور" فقط گوشهای از کیش شخصیت احمدی نژاد را نشان میدهد. در محافل غیررسمی از اینگونه اخبار زیاد است، داستان آن که خود را رئیسجمهور امام زمان خوانده و نه رئیسجمهور "آقا" توسط منتجب نیا به روزنامهها آمد و یکی دو هفته ایست که سایت سلام صحبتهای وی در یک جلسه خصوصی را نوشته که صحبت از تغییر قانون کرده است تا انتخاب رئیس جمهور بیش از دو دوره متوالی نیز امکانپذیر باشد (البته هیچکدام از خبرها تأیید رسمی نشدهاند).
کیش شخصیت یکی از ارکان لاینفک پوپولیسم است. وجود رهبر، پیشوا و فرماندهای که مردم را به دور خود جمع کند ضرورت هر پروژه پوپولیستی است. تبلیغ میشود که پیشوا هم شجاع است و توانا و دوراندیش و هم از جنس مردم، و او که یکتنه در مقابل "فساد" و تمامی "دشمنان" ایستاده است تنها کسی است که کشور را به ساحل نجات میرساند. محمود احمدینژاد قدمهایی بسیار در این راه برداشت، اما نه خود کاملاً قابلیت آن را داشت که به پیشوا تبدیل شود و نه ساختار حکومت جمهوری اسلامی این اجازه را بهوی میداد. اما این اقدامات هیچگاه تعطیل نشد و سرود مورد اشاره نمونه دیگری از آن است.
انتخابات بلای جان کیش شخصیت است. انتقاد علنی و رودررو تفاوتی ماهوی با انتقاد در خفا و یا هجو و جوک دارد. انتقاد علنی و به خصوص مناظره رودررو فرد را از آسمان به زمین میآورد و شکوه و فر خودساخته را میشکند. پس ترس احمدینژاد از مناظره با موسوی و کروبی طبیعی است. البته او باز هم میخواهد مثل همیشه به جلو فرار کند. از طرفی میگوید که "اگر لازم شد در مناظره اسامی مفسدین اقتصادی را اعلام میکنم" و از طرفی خبرسازان برایش خبری میسازند که "موسوی آماده مناظره نیست" و یا "پیشنهاد تعویق آن را داده است". اما تصور نمیکنم اینبار این فرار راه به جایی ببرد. مناظرههای جناب رئیسجمهور با موسوی و کروبی از اتفاقات مهم، تأثیرگذار و بیادماندنی ایندوره خواهد بود.
پانوشت:
(*) کیش شخصیت مجموعه اقداماتی است که در حکومتهای توتالیتر برای ارتقای موقعیت لیدر صورت میگیرد تا وی در وضعیتی برتر قرار گیرد. لیدر منشأ تعقل سیاسی معرفی میشود و معمار رخدادهای سیاسی و اجتماعی است. در این رویه نقد و مخالفت با لیدر ممنوع است و کنش سیاسی به شرکت در مراسم آیینی و بزرگداشت موفقیتها و دستاوردهای لیدر، کاهش مییابد (نقل از فرهنگ جامعه شناسی کالینز).
