تبليغاتX
پله برقی - نکته‌ای انحرافی در بحث

پله برقی

یادداشت های پراکنده بهمن هاتفی

نکته‌ای انحرافی در بحث

آقای اعلمی نماینده مجلس‌های ششم وهفتم از تبریز و کاندیدای رد صلاحیت شده انتخابات جاری ریاست‌جمهوری نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی نگاشته‌اند که خواندنی است. همانگونه که انتظار می‌رود محور اصلی این نامه و استدلال‌های آن "حق انتخاب کردن و انتخاب شدن" و حمله به "نظارت استصوابی شورای نگهبان" است و درانتها هم ایشان مسئولیت تمامی این اقدامات را برعهده رهبری دانسته‌اند. در اینجا من می‌خواهم به قسمت خاصی از نامه اشاره کرده و در مورد آن بنویسم.

ایشان می‌نویسند: «پارادوکسی که بیش از هرچیز مرا رنج داده و متاسف می‌نماید این است که رسیدگی به صلاحیت ملت و رد صلاحیت فرزندان انقلاب با برچسب‌هائی مانند عدم اعتقاد و التزام به اسلام و مبانی آن، توسط گروه بسیار کوچکی صورت می‌گیرد که نه تنها هنوز صلاحیت و اعتقاد آنان به جمهوریت نظام در معرض قضاوت و تائید ملت قرار نگرفته است، بلکه سرسلسله و دبیری آنرا فردی مانند جنتی بر عهده دارد که فرزندش حسین پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان برخاسته و به‌اتهام محاربه با نظام و کشتار مردم، در درگیریهای ۱۹ بهمن ۶۰ بدست پاسداران کشته شد و عروسش فاطمه سروری نیز به خارج از کشور متواری و در آنجا به عنوان مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان مجاهدین خلق به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه می‌دهد!»

واضح است که من هیچ تعلق خاطری به سازمان مجاهدین و یا دبیر شورای نگهبان ندارم. اما روش آقای اعلمی و استدلال ایشان در این پاراگراف برای مقابله با مخالف سیاسی خود، آقای جنتی، اشتباه و ناشایست است. در ایران تعداد کسانی که به خاطر انتساب سببی یا نسبی به شخص دیگری از بخشی از حقوق سیاسی و یا اجتماعی خود محروم شده‌اند، کم نیست. گزینش و برخورد گزینشی با افراد مختلف جامعه یکی از ابزارهای اساسی سرکوب اجتماعی است. اما نوع برخورد گزینشی فوق، از بدترین انواع آن است. تصور کنید که به شخصی بگویند که صلاحیت فلان کار را ندارد به‌خاطر اینکه مثلاً  به نمازجمعه نمی‌رود و به دیگری بگویند "صلاحیت ندارد چون مثلاً پدر تو به نمازجمعه نمی‌رود". نفر اول هر چقدر هم که در مورد برخورد گزینشی با خود شاکی باشد و آن را ناعادلانه بداند، اما درعوض می‌داند که چوب رفتار خود را می‌خورد. اما نفر دوم چه باید بگوید. با او برخورد ناعادلانه‌ای شده است به بهانه اینکه فلان خویشاوند وی پایش را کج گذاشته است. برخورد دومی نه تنها غیرعادلانه‌تر است که به‌وضوح غیرعقلانی‌تر هم هست و بسیاری از کسانی که ممکن است بتوانند از اولی دفاع کنند، در دفاع از دومی در می‌مانند.   

برخورد آقای اعلمی در پاراگراف مورد بحث از نوع دوم است و این‌که کل نامه سبک و سیاقی دیگر دارد نباید ما را از توجه به این ایراد اساسی منحرف کند. مهم نیست که آقای اعلمی و مخاطب نامه چقدر مجاهدین  را دشمن می‌دانند و آقای اعلمی چقدر با دبیر شورای نگهبان اختلاف دارد که هیچکدام از آن‌ها این‌گونه برخوردها را توجیه نمی‌کند.

با توجه به همین نکات ظاهراً ریز است که می‌توان به قوت یا ضعف پرنسیپ‌های سیاسی و اخلاقی در رفتار شخصیت‌های سیاسی پ‍ی برد و دانست تا چه حد به روش "هدف وسیله را توجیه می‌کند" متوسل می‌شوند و یا  تا چه حد و به‌خصوص آگاهانه ازاستفاده از چنین روشهایی برای موجه جلوه دادن بحث خود وپیش‌بردن اهدافشان اجتناب می‌کنند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 15:43  توسط بهمن هاتفی  |