تبليغاتX
پله برقی - پارلمان اروپا، احمدی‌نژاد و دوست رأی-اولی من!

پله برقی

یادداشت های پراکنده بهمن هاتفی

پارلمان اروپا، احمدی‌نژاد و دوست رأی-اولی من!

راست‌های افراطی در همه جا شباهت بسیار زیادی به‌هم دارند. همه آنها از فساد چپ و راست حرف می‌زنند و این‌که آنان آلترناتیو اصلی سیستم هستند. بشدت ضد خارجی هستند و اگر دشمنی که باید با آن مبارزه کنند وجود نداشت، آن‌ها هویت خود را از دست می‌دادند. آن‌ها با وجود موانع قانونی، مخفی نمی‌کنند که ضد یهود هستند و اصرار فراوانی در انکار هولاکاست دارند. زمانی که مجری انتخابات پارلمان اروپا در شمال غرب بریتانیا، آخر شب یکشنبه در گزارش رسمی خود پیروزی و بنابراین نمایندگی نیک گریفین (Nick Griffin) رهبر حزب ملی بریتانیا را اعلام کرد، احساس می‌‌کردم که احمدی‌نژاد یک بار دیگر به ریاست‌جمهوری انتخاب شده است. این حس با مصاحبه وی با رسانه‌ها در من اوج گرفت و در تمامی‌ شب تصویر‌های این‌دو در خوابم مخلوط می‌شدند و نمی‌توانستم در خواب سر در بیاورم که چرا احمدی‌نژاد برای پارلمان اروپا انتخاب شده است. در خواب با خود کلنجار می‌رفتم و بیاد نمی‌آوردم که ما در چه زمانی به اتحادیه اروپا پیوسته‌ایم و چرا نماینده پارلمان اروپا باید رئیس‌جمهور ما باشد. شعار "شغل بریتانیایی برای مردم بریتانیا" با "حق هسته‌ای" مخلوط می‌شد و انگلیسی‌های قوی‌هیکلی که سرهایشان را تراشیده بودند همه جا در حال سینه‌زنی دیده می‌شدند. در خواب به دوست مصریم می‌گفتم که نمی‌دانستم جاماییکایی‌ها درویش هستند و او می‌پرسید که درویش چیست و کیست و من داستان دیدار رسمی هایله‌سلاسی پادشاه اتیوپی از جاماییکا را برایش می‌گفتم که با بارش باران همراه شد و جایگاه او را نزد راستافارین‌ها به حد خدایی رساند.

***

یک هفته است که صحبت از انتخابات همه تلویزیون بی‌بی‌سی را برداشته است. هفته پیش انتخابات شوراهای محلی استانی در بیش از نیمی از انگلستان بود (اسکاتلند و ولز در این روز انتخابات محلی نداشتند) و همزمان انتخابات پارلمان اروپا نیز برگزار شد. به خاطر محدودیت قانونی حق شمارش آرا برای انتخابات پارلمان اروپا تا دیروز وجود نداشت و نتایج این انتخابات یکشنبه شب تکمیل و اعلام شد. خلاصه سه‌ چهار روز خبرهای شکست حزب کارگر را در انتخابات محلی شنیدیم و از دیروز اخبار شکست این حزب و دولت کارگری در انتخابات پارلمان اروپا. البته هیجان انتخابات فقط در تلویزیون بود و در متن جامعه انتخابات بدون هیجان خاصی برگزار شد و کمتر از ۳۵ در صد مردم در این انتخابات شرکت کردند. حزب کارگر در این انتخابات کمتر از ۱۶ درصد رأی آورد و در بعضی از مناطق بدترین نتیجه تاریخ خود را ثبت کرد. به عنوان مثال برای اولین بار بعد از ۱۹۱۸ حزب کارگر در ولز اول نشد. در کل بریتانیا یک حزب کوچک ضد اروپا (حزب مستقل بریتانیا) پس از محافظه‌کاران که صدرنشین انتخابات بودند، دوم شد. محافظه‌کاران تمایلات خروج از اروپا از خود نشان می‌دهند، با معاهده لیسبون مخالفند و قول داده‌اند که اگر در انتخابات بعدی قدرت را در دست بگیرند در مورد آن رفراندم برگذار کنند. محافظه‌کاران بریتانیا که حزب اصلی راست در جامعه هستند و تمایل دارند تا خود را راست میانه بنامند به بلوک اصلی و اکثریت راست‌های میانه در پارلمان اروپا نخواهند پیوست. راست‌های اروپا در این انتخابات براحتی پیروز شدند، از همراهان سارکوزی در فرانسه تا حزب دمکرات مسیحی خانم مرکل در آلمان و همچنین حزب جناب برلوسکونی در ایتالیا. آنان که خود را راست میانه می‌نامند، اکثریت پارلمان را در اختیار خواهند داشت. اما نکته جالب آنست که محافظه‌کاران بریتانیا به‌وضوح و به صراحت گفته‌اند که به این بلوک پارلمانی نخواهند پیوست و با احزاب کمی راست‌گرا تر از چک و لهستان و … بلوکی تشکیل خواهند داد. حزب دوم  (حزب مستقل بریتانیا) در انتخابات نیز به شدت ضد اروپایی است و اساساً طرفدار خروج از اتحادیه اروپاست.

اما پدیده انتخابات نه اول شدن محا‌فظه‌کاران است (که قطعی می‌نمود) و نه رتبه دوم یک حزب کوچک. اتفاق جدیدی که در اتمسفر سیاسی بریتانیا غریب است آنست که برای اولین بار در تاریخ سیاسی انگلستان از یک حزب راست افراطی نماینده‌ای در سطح ملی توانسته‌است انتخاب شود. این حزب BNP (حزب ملی بریتانیا) نام دارد که در این انتخابات در جایگاه ششم قرار گرفت و دو نماینده به پارلمان اروپا فرستاد. بی‌ان‌پی حزبی رسماً نژادپرست است. اقلیت‌های غیر انگلیسی و بخصوص سیاهان حق عضویت در حزب را ندارند، ضد یهودی است و هولوکاست را نفی می‌کند و بشدت مخالف حضور خارجیان و رنگین‌پوستان در جزیره است. آنها اصلاً پروایی ندارند که شهروندان رنگین پوست بریتانیا را که ممکن است قرن‌ها از آمدن اجدادشان به این کشور گذشته باشد، متمایز از خود فرض کنند. این دو نماینده به بلوک نه‌چندان بزرگ راست‌های افراطی در پارلمان اروپا خواهند پیوست و از این پس مشروعیت بیشتری برای استفاده از رسانه‌های عمومی خواهند داشت.

زنگ خطر برای احزاب اصلی و جریان اصلی سیاسی در بریتانیا به صدا در آمده است. سال پیش در انتخابات شوراهای منطقه لندن بی‌ان‌پی اولین نماینده منتخب خود را بدست‌آورد و امسال دو نماینده در سطح ملی و برای پارلمان اروپا. دلایل زیادی برای موفقیت بی‌ان‌پی وجود دارد که مهمترین آن‌ها مشکلات اقتصادی و بخصوص بیکاری است که همیشه شعارهای ضد خارجی را برای طبقه کار جذاب می‌کند. رسوایی مالی نمایندگان مجلس عوام هم موضوعی است که هفته‌هاست خبر اول رسانه‌های بریتانیاست و در تخریب آوازه حزب حاکم کارگر نقشی اساسی ایفا کرده‌است.  این مشکلات که با استعفای چند عضو کابینه و مخالفت علنی بخشی از حزب با رهبری گوردن براون همراه شد دولت را در آستانه سقوط قرار داد که ظاهراً  و البته فقط فعلاً خطر از براون دور شده است. اما به جز مشکلات یاد شده، سیستم انتخابات اروپا (بر اساس نمایندگی نسبی یا سهمی) به احزاب کوچک فرصت می‌دهد تا انتخاب شوند، که در سیستم سنتی بریتانیا (FPTP) این امکان وجود ندارد.

***

دوستی ایرانی را دیدم. باور نمی‌کردم هیجان انتخابات به او هم سرایت کرده باشد. حمید شکایت می‌کرد که با همسرش نمی‌تواند در مورد انتخابات حرف بزند و زهره وقتی خبری از انتخابات باشد، حتی کانال تلویزیون را عوض می‌کند. حمید بیش از بیست سال است که در انگلیس زندگی می‌کند. او هرگز رأی نداده ولی با هیجان از انتخابات امسال می‌گوید. تمامی بستگانشان در ایران ۴ سال پیش به احمدی‌نژاد رأی داده‌اند و زهره هم اوایل از احمدی‌نژاد دفاع می‌کرد که به‌سرعت در مقابل بحث‌های من منفعل شد و الان مدت‌هاست دیگر چیزی نمی‌گوید. برادرِ مجید اما هنوز هم ته دلش احمدی‌نژادی است. او که بیش از سی و پنج سال است خارج از ایران زندگی کرده است، می‌گوید که موضع ضد اسرائیلی احمدی‌نژاد را دوست دارد. می‌دانم که اگر رأی بدهد انتخابش هنوز هم احمدی‌نژاد است ولی می‌گوید که رأی نمی‌دهد. نمی‌دانم شاید دلش نمی‌خواهد مرا ناراحت کند و شاید هم به این نتیجه رسیده است که شعارهای ضداسرائیلی احمدی‌نژاد فقط به‌سود اسرائیل بوده است.

با حمید قرار می‌گذارم تا جمعه به لندن برویم و رأی دهیم. حمید فکر می‌کند که انتخاب موسوی فصلی جدید در سیاست ایران خواهد بود. او دوم خرداد و هیجان آن را ندیده است و ۱۲ سال پیش هنوز از اصحاب "سگ زرد برادر شغال است" و "همه سرو ته یک کرباس‌اند" بوده است.  وقتی او را با اکثریت جامعه ایران در ۱۲ سال پیش مقایسه می‌کنم، به این نتیجه می رسم که هیجان و امید او دست کمی از شور و باور ما در دوم خرداد ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:56  توسط بهمن هاتفی  |