انتخابات و شروع دورانی جدید
(بالاخره بعد از دو روز موفق به باز کردن قسمت مدیریت وبلاگ شدم. مطلب زیر نوشته شده در روز شنبه است)
فرقی نمیکند نامش را چه بگذاریم، "حضور شکوهمند و اعلام حمایت از رئیسجمهور" یا "کودتای مخملی"، روزگاری جدید در تاریخ کشورمان آغاز شد. روایتهای مختلفی از چگونگی این رویداد میشنویم که روایت مخملباف در مصاحبه با VOA از دیگر روایتها شنیدنیتر است. او میگوید که حتی نتیجه پیروزی موسوی به اطلاع رهبر هم رسیده و او پذیرفته، اما توصیه کرده که در "مدیریت" خبر احتیاط صورت گیرد. بههر حال نتایج همگان را شوکه کرد. حاشیه امن در نتایج آنقدر زیاد است که کسی فکر نکند، خلاف آن هم را میشود تصور کرد. غیرعادی بودن نتایج واضحتر از آن است و حتی با چشم غیر مسلح هم قابل رویت است. احتیاجی نیست تا بر روی نخستین هفت هشت اعلام رسمی نتایج کار آماری خاصی انجام داد تا "منظم" بودن آنها را دید. حتی برخی از وبلاگنویسان خط رگرسیون آن را رسم کردهاند و اصلاً تعجبی ندارد که این دادهها همگی تقریباً روی یک خط قرار دارند. جالب است که حتی به خود زحمت ندادند تا آمار را شهر به شهر و استان به استان اعلام کنند. آیا از ما میخواهند بپذیریم که جامعه ایران کاملاً همگن است و مثلاً احمدی نژاد دو سوم آرا را در روستاها دارد و با آمدن به سمت شهرهای کوچک و سپس شهرهای بزرگ، این محبوبیت با شیبی بسیار اندک و ثابت کم میشود. واقعاً اگر اینگونه باشد (که در هیچ انتخاباتی تاکنون چنین نبوده است و مثلاً رأی در استانهای مختلف تفاوتهای معنا دارای داشته است)، این دستاوردی عظیم برای دولت نهم است که بزرگی آن به هیچ وجه با بیستهزار اختراع و بیست هزار مقاله علمی که رئیس دولت در آخرین سخنرانی تلویزیونی انتخاباتی خود اعلام کرد، قابل مقایسه نیست.
هر چه در ذهنم به دنبال دلیلی برای این همه شلختگی در اعلام نتایج میگردم، کمتر به نتیجه میرسم. آیا مسئول ستاد انتخابات نمیداند که در تمامی انتخابات در تمام دنیا، آرا باطله وجود دارد؟ پس چگونه است که تا زمان اعلام سه چهارم آرا هنوز از آرا باطله خبری نبود؟ شکی نیست که آنها حتماً میدانند. آیا طراحی نتایج آنقدر سخت است که هر کسی که چند اعلام پشت سرهم را میشنود باید به تقلب شک کند؟ من گمان نمیکنم. اگر شما به مردم بگویید که ۱۳ میلیون عدد خیلی بزرگی است و طبیعی است که شما فکر میکردهاید موسوی رأی زیادی دارد اما همه این رأی در نهایت ۳۴ درصد کل آراست، شاید باور کردنی بنماید. اما رأی مهدی کروبی (کمتر از ۳۰۰ هزار نفر) را چگونه میتوان توجیه کرد؟ چگونه میتوان به مردم باوراند که میزان آرای کروبی از تعداد آرای زوارهای در انتخابات دوم خرداد کمتر باشد. آری عملاً به یک نتیجه بیشتر نمیرسیم، آرا باید به گونهای باشد که جایی برای شک باقی نماند که تقلبی در کار"هست". حتی شلختگی عمدی است، شما باید بدانی که این شما نیستید که انتخاب میکنید. ما باید بفهمیم که با جمهوری اسلامی جدیدی روبرو هستیم.
هم در نامه موسوی به رهبر و سپس به مراجع تقلید و هم در پیام او به مردم یک چیز هویدا است و آن هم ناباوری است. کروبی در نامه به مردم گفته است که این آغاز بازی است و نه پایان آن. جوانان ناباور به خیابان آمدند و اعتراض خود را نشان دادند. اما برخلاف موسوی و کروبی و دیگران، دولت کاملاً آماده بود. سیستم پیام کوتاه قطع میشود، موبایلها نباید کار کنند، بیبیسی باید در دسترس نباشد و نه تنها فیلترینگ سایتها گسترش مییابد که برخی از آنها با حملات ویروسی از کار میافتند. دولت کاملاً آماده است تا از جمهوری اسلامی جدید حفاظت کند، حکومتی که در آن بسیاری از سیاستمداران گذشتهاش دیگر نه فقط مخالف و یا غریبه که دشمن محسوب میشوند. خبرگزاریها از دستگیری تاجزاده، رمضان زاده، میردامادی، بهزاد نبوی، محمدرضا خاتمی، شریعتی، زهره آقاجری و دیگران ( و البته زیدآبادی، رحمانی و جمعی از ملیمذهبیها و اعضای مرکزیت نهضت آزادی که غیر عادی نیست) خبر میدهند و از حبس خانگی مهندس موسوی میگویند تا باور کنیم که دوران جدیدی آغاز شده است.