تبليغاتX
پله برقی - اعتراف سبز، برای یک بازی وبلاگی

پله برقی

یادداشت های پراکنده بهمن هاتفی

اعتراف سبز، برای یک بازی وبلاگی

در یک بازی وبلاگی توسط وبلاگ شهر سالم، خواسته شده بود که وبلاگ‌نویسان اعتراف کنند که چه کارهایی بر خلاف محیط زیست انجام می‌دهند. با این‌که چند روزی از شروع آن بازی گذشته است، می‌خواهم (بدون دعوت) به این بازی بپیوندم و کمی در باره محیط زیست و حفظ آن بنویسم سپس با اعترافاتم مطلب را خاتمه دهم.

وقتی از محیط زیست و حفظ آن صحبت می‌شود، تقریباً ‌همه افراد، قبل از هر چیز دیگر، به فکر استفاده کمتر از پلاستیک و صرفه‌جویی در استفاده از انرژی می‌افتند. به جای پاکت‌های پلاستیکی یک بار مصرف، استفاده از ساک‌های دستی که به دفعات مختلف قابل استفاده‌اند، این روزها در انگلستان کم‌کم فراگیر شده است. وقتی از یک فروشگاه خارج می‌شوید، مشاهده فردی که چندین و چند ساک کنفی مملو از کالا را در صندوق عقب خودرو خود قرار می‌دهد، تقریباً عادی شده است. خریدار در زمان خرید، حداکثر به قیمت و قدرت خرید خود فکر می‌کند و کالا را می‌خرد و سپس با صرفه‌جویی در مصرف پاکت پلاستیکی به حفظ طبیعت کمک می‌کند! به او نمی‌گویند و یا او نمی‌خواهد بداند که اهمیت الگوی مصرف در رابطه با محیط زیست، فقط محدود به مصرف آب و گاز و بنزین و پلاستیک نیست. از این‌که چقدر آب باید مصرف شود تا صد گرم غله تولید شود، کمتر صحبت می‌کنند و همزمان با چسباندن لوبیا و ماکارونی روی کاغذ و درست کردن یک کاردستی زشت بر استفاده مجدد از بطری‌ها و شیشه‌های خالی تأکید می‌کنند! به این‌که چقدر غله باید تولید و به خوراک دام برسد، تا صد گرم گوشت تولید شود، اهمیتی نمی‌دهند و همزمان با انداختن همبرگر نصفه در سطل آشغال، دقت می‌کنند تا جعبه کاغذی غذایشان را در سطل جداگانه بازیافت بیاندازند!

روزگاری شکلات و کاکائو کالایی کوکس بود و به مناسبت‌هایی خریده و خورده می‌شد. نمی‌شود انتظار داشت تا با سکه‌های ته جیب‌مان یک بسته صد‌گرمی شکلات بخریم و همزمان ناله کنیم که تخریب جنگل‌ها در برزیل فلان مقدار به گرم شدن زمین منجر شده و چه بر سر لایه اوزون آورده است، چرا که جنگل‌ها تخریب شده‌اند تا به کشتزارهای مکانیزه قهوه و کاکائو تبدیل شوند.

اینگونه شعارها و رفتارهای "سبز" در نگاه من مانند "خیریه" است. این‌که جماعتی را بچاپیم و در آخر بخش کوچکی از آنچه را بدست آورده‌ایم، در راه خیر صرف کنیم، اگر عوام‌فریبی نباشد، فقط بدرد آن می‌خورد که احساس کنیم انسان شریفی هستیم و راحت بخوابیم. "سبز بودن" بسیاری از مردم نیز همین‌گونه است. البته همان‌گونه که افرادی را می‌شناسیم که کمک به دیگران بخشی از ارزش‌های آنهاست و حتی از زندگی خود کم می‌گذارند تا به دیگران کمک کنند، کسانی هم هستند که کاملاً آگاهانه و فعالانه سعی در حفظ میحط زیست دارند. اما نکته‌ای که می‌خواهم اینجا تأکید کنم اینست که احترام به انسان‌های نیکوکار هیچ‌گاه باعث نشده است تا تصور کنم که "فقر" با خیریه از بین می‌رود. به همین ترتیب انتظار ندارم که روند تخریب محیط زیست با کارهای داوطلبانه دوستداران محیط زیست، متوقف شود.  همان‌گونه که در طول تاریخ مثلاً برای مبارزه با برده‌داری، توصیه اخلاقی به خوش‌رفتاری و آزادکردن داوطلبانه برده‌ها راه به جایی نبرده است، توصیه‌های زیست‌محیطی (گرچه قطعاً در مقیاس‌های کوچک مفید خواهند بود) هم کاری پیش نخواهند برد. ما انسان‌ها احتیاج به بازنگری اساسی در رابطه خود با طبیعت داریم.

اما اعترفات: مسافتی که کالا طی کرده تا به دست مصرف‌کننده برسد، بخصوص در مورد کالاهایی که به صورت هوایی حمل می شوند، اهمیت فراوانی دارد. من در موقع خرید به این مسافت بی‌توجه بوده‌ام.

دمای آپارتمان مسکونی‌ام در زمستان بالاتر از میانگین مردمانی است که این محیط زندگی می‌کنند.  کاهش ۲ درجه سانتی‌گراد از دمای منزل در طول زمستان، احتمالاً براحتی قابل تحمل بود و منجر به صرفه‌جویی قابل ملاحظه‌ای در مصرف انرژی می‌شد.

و از همه مهم‌تر بسیاری اوقات در دام خرید بیشتر و مصرف بیشتر افتاده‌ام. این دام، در این‌جا بسیار گسترده است. وقتی با پرداخت مثلاً ۳۰ درصد  اضافه بها، می‌توانید دو برابر حجم یا وزن مورد نظر خرید کنید، شما تشویق می‌شوید که بسته‌بندی بزرگتر را بردارید. این اضافه خرید یا به مصرف بیشتر منجر می‌شود و یا به سطل زباله ختم می‌گردد. همین طور خرید کالا (به خصوص لباس) در حراج، عادتی است که گاهی منجر به خرید غیر ضروری می‌شود.

پی‌نوشت: این پست نیشابور را هم ببینید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 5:42  توسط بهمن هاتفی  |