کودکان و "اخراجیها"
دو سه روز قبل خواهرم که پسری شش هفت ساله دارد، در تماس تلفنیاش در میان حرفهای دیگر گفته بود که مدرسه پسرش، دانشآموزان را به تماشای فیلم اخراجیها ۲ * برده است.
سؤال طبیعی که پیش میآید اینست که آیا این فیلمی مناسب برای یک بچه کلاس اول دبستان است؟ یک کودک هفت ساله چه چیزی از این فیلم برداشت میکند؟ آیا صرف کمدی بودن و یا طنز بودن اثری دلیلی برای توصیه آن برای کودکان است؟ توجه کنید که اگر حتی اثری برای یک محدوده سنی "نامناسب" تشخیص داده نشود بدان معنی نیست که "مناسب" آن رده سنی است. برای اینکه کودکان را از سر کلاس درس برداشته و به "صورت جمعی" به تماشای چیزی ببریم باید توجیهی بیش از سرگرمی وجود داشته باشد.
به نظر میرسد اینکه چه نوع فیلمی برای کودکان مناسب است در ایران مورد توجه و یا دقت کافی نیست. این فقط به حکومت، دولت و یا رادیو تلویزیون مربوط نیست، مردم هم تصور روشنی از خوب و بد برای بچهها ندارند. ظاهراً مسائل جنسی و یا آنچه آن را "اختلاط زن و مرد" مینامند، تنها چیزی است که ممنوعیت دارد و ابتذال شمرده میشود و مثلا ً جامعه هیچ واکنشی در برابر "خشونت" از خود نشان نمیدهد و کسی آن را مبتذل نمیداند. در حالیکه تأثیر آن در روح و روان کودک و نوجوان آنچنان زیاد است که در بسیاری از کشورهای جهان، نمایش صحنههای خشن خبری در اخبار، در طول ساعاتی که احتمال دیدن آنها توسط کودکان وجود دارد، ممنوع است.
بردن بچهها به سینما برای دیدن فیلمی که فیلم کودک نیست را به حساب کجسلیقگی مسؤلین مدرسه گذاشته بودم و پیروی از مد. تصور میکردم اثری پرفروش بوده و همه حرفش را میزدهاند. خانم یا آقای مدیر هم جوگیر شده و خلاصه دانشآموزان را برای تماشای آن به سینما برده است تا اینکه امروز این خبر را دیدم. بخشنامهای از اداره آموزش و پرورش به برخی مدارس دستور داده است تا دانشآموزان را به تماشای فیلم اخراجیها ۲ ببرد.
پانوشت:
(*) اخراجیها ۲ فیلم دوم داستانی ـ سینمایی مسعود دهنمکی تمامی رکوردهای فروش فیلم را در ایران شکسته است. دهنمکی یکی از چهرههای شناخته شده انصار حزبالله تهران ( و احتمالا ً بعد از الله کرم، معروفترین آنان) است که سابقه کار مطبوعاتی و سردبیری نشریات وابسته به انصار را در کارنامه دارد. او با ساختن فیلمی مستند در باره فحشا کار سینمایی خود را آغاز کرده و با ساخت دو فیلم "اخراجیها" و "اخراجیها ۲ " به عرصه سینمای حرفهای وارد شده است. من هیچکدام از فیلمهایش را ندیدهام و بنابراین حرفی برای گفتن در مورد آنان و بخصوص اخراجیها ۲ ندارم. دهنمکی اما هنوز هم برایم همان چهره را دارد که در "شلمچه" داشت، فردی که فکر میکند که تمامی حقیقت نزد خودش است و او به خودش حق میدهد تا با رویهای تهاجمی و پرخاشگرانه نظرش را اعلام کند. او عدم استقبال منتقدین و یا داوران جشنواره فجر را به حساب توطئه و حداکثر حسادت آنها میگذارد. جزئیات حرفهایش را بیاد ندارم اما مصاحبههایش و بخصوص صحبتهایش بعد از نگرفتن جایزهای در جشنواره فجر (برای فیلم اولش) این تصویر را در ذهن من پایدار کرده است. او ادعا میکند که هر کس دیگر این فیلم ها را ساخته بود، همگان بهبه و چهچه میزدند و خلاصه از او هیچ حمایتی نمیشود.
