تبليغاتX
پله برقی - همینه! اینه که من بهت می‌گم!

پله برقی

یادداشت های پراکنده بهمن هاتفی

همینه! اینه که من بهت می‌گم!

ازار پیش‌بینی همیشه خریدار دارد، اما در موسم انتخابات این بازار داغ‌تر می‌شود. اما در این نوشته قرار نیست چیزی را پیش‌بینی کنم، بلکه می‌خواهم در مورد پیش‌بینی آقای منتجبی که از روزنامه‌نگاران معروف و فعال حال حاضر ایران هستند، بنویسم. قبل از آنکه به مطلب مورد اشاره برسم، مقدمه‌ای نسیتاً طولانی را در باره پیش‌بینی می‌آورم.

پیش‌بینی و پیش‌گویی وقایع آینده همواره برای بشر جذاب بوده است اما تمایز بین پیش‌بینی و پیش‌گویی برای بسیاری چندان مشخص نیست. بازار رمالی همچنان پررونق است. اگر این رونق را باور نمی‌کنید و فکر می‌کنید دوران خرافات بسر آمده است و نسل‌های جدید کمتر بدنبال آن هستند، بهتر است نگاهی به اطرافتان بیاندازید تا براحتی مثلاً مشتاقان فال قهوه و یا فال ورق را ببینید.  صفحه طالع‌بینی، صفحه‌ای ثابت در تقریباً تمامی هفته‌نامه‌ و بسیاری از روزنامه‌های بریتانیاست. بله آنها هر روز به این امر مهم می‌پردازند و به شما می‌گویند که اگر متولد شهریور هستید باید این روزها بیشتر مواظب باشید و اگر متولد آذرید فرصتی استثنایی در انتظار شماست و الی‌آخر. شاید بگویید که همه اینها بازی است و کسان زیادی به آن‌ها اعتقاد ندارند اما حتی در این صورت هم این بازی نشان از شوق بی‌پایان بشر برای پیش‌بینی (یا پیش‌گویی) است.

 اگر دویست سال پیش فردی ادعا می‌کرد که مثلاً روز یکشنبه باران می‌بارد، صرفاً پیش‌گویی کرده بود اما امروز اگر یک متخصص هواشناسی بگوید روز یکشنبه بین ۱۰ تا ۱۵ میلیمتر باران می‌بارد، پیش‌بینی کرده است. آن پیش‌گویی می‌توانست درست یا غلط از آب ازدربیاید و این پیش‌بینی نیز ممکن است درست یا نادرست باشد. نکته مهم که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که "نتیجه" و درستی یا نادرستی ادعا نیست که مشخص می‌کند چه حکمی پیش‌بینی است و چه حکمی پیش‌گویی. آنچه باعث تمایز این دو می‌شود "علم" است. فرض کنید روز یکشنبه ۲۰۰ سال پیش باران نباریده باشد و در یکشنبه مورد بحث متخصص هواشناسی نیز خبری از باران نبوده باشد. پیش‌گوی اولی هیچ توضیحی برای آن عدم رخداد ندارد، اما متخصص دومی می‌تواند بگوید که "کجا اشتباه کرده است" و یا "کدام فاکتور را در نظر نگرفته است" و یا "کدام عامل وجود داشته که در سطح دانش امروز او نبوده است". به طور خلاصه پیش‌بینی از دانش می‌آید و پیش‌گویی از جهل.

 فرض کنید دوست شما قصد خرید مسکن دارد و در مورد بالا یا پایین رفتن قیمت مسکن در سال آینده از شما نظر بخواهد. شما می‌توانید با آوردن دلایلی به این نتیجه برسید که قیمت بالا می‌رود. یا اینکه می‌توانید بگویید: «بخر، من بهت می‌گم بخر». برخورد اول، حتی اگر نتیجه درستی در بر نداشته باشد یک پیش بینی است. ممکن است که فقط ایراد بگیریم که دانش شما برای این پیش‌بینی کافی نبوده است. اما برخورد دوم یا یک "پیش‌گویی" است و یا اینکه اگر شما برای خودتان دلیلی دارید، طرف مقابل را در حد فهم دلایل خود نمی‌دانید و "از بالا" به دوست خود نگاه کرده‌اید.

پس اگر ما پیشامدی را پیش‌بینی می‌کنیم در حقیقت دانسته‌هایمان را به محک می‌گزاریم. اما باید بدانیم وقتی که در مورد جامعه صحبت می‌کنیم، به خاطر ماهیت پیچیده جامعه و روابط درون آن و همچنین غیر قطعی بودن علوم انسانی، نمی‌توانیم برای بسیاری از احکاممان (پیش‌بینی‌هایمان) قطعیت قائل شویم. در این‌جاست که فراتر از خود پیش‌بینی ،  شیوه استدلال و راه رسیدن به آن نیز اهمیت می‌یابد و ما را مجبور می‌کند تا استدلال‌هایمان را نیز به همراه حکم مطرح کنیم (در حالی‌که مثلاً یک متخصص نجوم لزومی ندارد تا محاسبات خود در مورد زمان خسوف بعدی را به ما نشان دهد تا حرفش را معتبر بدانیم). در اینگونه بحث‌ها دانسته‌هایمان (که به پیش‌بینی منجر می‌شوند) بلافاصله بعد از وقوع هر واقعه محک می‌خورند و "تغییر" می‌یابند. نکته مهم این است که "تغییر" ممکن است آنقدر بزرگ باشد که دانسته‌های قبلی‌مان دیگر دانایی محسوب نشوند و جای خود را به باورهای جدیدی بدهند. اما این تغییرات لزوم وجود "دلیل" را نه تنها رد نمی‌کند که چه بسا منشأ آن تغییرات همان استدلال‌ها بوده‌اند.

همان گونه که اشاره کردم، آن چه بهانه شد تا در این یادداشت به پیش‌بینی و پیش‌گویی بپردازم، مطلبی بود از آقای اکبر منتجبی با عنوان باور کنید یا نکنید همین است که در بحث با خانم سمیه توحیدلو نوشته‌اند. لازم است یادآوری کنم که به محتوای بحث ایشان با خانم توحیدلو و درستی و نادرستی احکام ردوبدل شده نمی‌پردازم، چرا که هر گونه بحث سلبی در مورد یکی از کاندیداهای اصلاح‌طلب را به سود رئیس‌جمهور فعلی می‌دانم و باید بگویم که من از طرفداران تعدد کاندیداها بوده و هستم* و در حال حاضر نیز امیدوارم هر دو کاندیدا بدون مقابله با یکدیگر تا پایان در میدان رقابت بمانند.

 شاید با دیدن تیتر مطلب آقای منتجبی (باور کنید یا نکنید همین است) باید بفهمیم که با چه نوع نوشته‌ای سروکار داریم. ایشان ابتدا از واقعه "انصراف آقای خاتمی"  استفاده کرده** و با بکاربردن عبارات "پیش‌بینی کردم"، " به کرات نوشتم" و "شرط بستم"، قدرت پیش‌گویی خود را به رخ می‌کشد. این شکل برخورد آقای منتجبی را می‌توانید در جاهای دیگر هم ببینید. به عنوان مثال در جواب کامنتی در یکی از پست‌های قبلی می‌گوید: «اما دیدیم و دیدند که انتخاب من درست بود. کسانی که آن روزها به هاشمی انتقاد می کردند مجبور شدند به خیابانها بیایند و از او حمایت کنند. اکنون نیز همین طور خواهد شد***».  ایشان سپس در بحث با خانم توحیدلو با گفتن جمله « استدلال خودم را الان نمی گویم. اما دلایل زیادی برای این موضوع دارم و شواهد آن نیز کم نیست» خود را در جایگاه برتری از مخاطب (و شخصی که با وی در حال بحث است) قرار می‌دهد.

 

دنیای سیاست، دنیای پیش‌بینی و پیش‌گویی است. در این دنیا نه فقط مرزهای پیش‌بینی و پیش‌گویی مخدوشند  که مرزهای میان "هدف" نیز با پیش‌گویی نامشخصند. این حق هر کسی است که ایده سیاسی خود را داشته باشد و به تبلیغ آن بپردازد و به پیروزی راه خود امید ببندد. اما گاهی باید به برخی گوشزد کرد که پیش‌بینی‌هایشان تا چه حد پیش‌گویی است و پیش‌گوی آن‌ها چقدر متأثر از آرزوی سیاسی‌شان است.

 

پانوشت‌ها:

(*) آقای منتجبی همواره فکر می‌کرد که باید در جبهه اصلاحات وحدت بر سر یک کاندیدا شکل گیرد و تنها تفاوت ایشان با اکثریت اصلاح‌طلبان و از جمله خانم توحیدلو این بود که ایشان "خاتمی" را مناسب نمی‌دانست. به‌ عنوان مثال ایشان پس از کاندیداتوری میرحسین موسوی از استعفای خاتمی و کروبی بسود او حمایت کرد و حتی نوشته بود که در غیر این‌صورت "چون آرای اين طرف پراكنده می شود و فاتحه همه خوانده است". فکر می‌کتم هنوز هم ایشان دقیقاً به دلایل و فواید "تعدد نامزدها" پی نبرده است و آن را صرفاً به عنوان "شرایط موجود" پذیرفته است.

برای آشنایی با موضع من به دیگر یادداشت‌های این وبلاگ در مورد انتخابات مثلاً بازی اجماع یا بازی تکثر  و یا خاک مراجعه کنید.

(**) برای تحلیل من از اینکه "چرا خاتمی استعفا خواهد داد"، اینجا را ببینید. آقای منتجبی فقط به دودلی، عدم ایستادگی و عدم توانایی خاتمی اشاره کرده است. از دید ایشان تمامی مشکل اصلاحات خصوصیات فردی آقای خاتمی بوده است.

(***) آقای منتجبی که در مرحله اول انتخابات نهم به هاشمی رأی داده است می‌گوید دیدیم که انتخاب من درست بود. دلیلی که برای این درستی می‌آورد نیز اینست که کسانی که آن روزها به هاشمی انتقاد می کردند مجبور شدند به خیابانها بیایند و از او حمایت کنند. او نمی‌گوید که چرا با وجود همه حمایت‌ها در دور دوم انتخابات، هاشمی باز هم نیمی از آرا را نیاورده است و چرا فکر می‌کند که اگر دیگران نیز در جبهه اصلاحات مثل او فکر و عمل کرده بودند (غیر واقعی بودن و غیر ممکن بودن این فرض به کنار) آقای هاشمی رفسنجانی انتخاب می‌شد. در حقیقت آقای منتجبی واقعه‌ای را که دلیل بر "عدم قضاوت صحیح سیاسی" ایشان و دیگر طرفداران هاشمی در انتخابات قبلی است، جزو افتخارات تحلیلی خویش بشمار می‌آورد.

 دیگر مطالب مرتبط با انتخابات در این وبلاگ

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 1:59  توسط بهمن هاتفی  |