نظرسنجی
یادداشت قبلی و کامنت آقای محمدحسین مرا به نوشتن در مورد "نظرسنجی" تشویق کرد. من متخصص نظرسنجی نیستم ولی نکاتی را که در این باره میدانم، مینویسم. از آنجا که اینروزها بحث نظرسنجی انتخاباتی داغ است، شاید مفید باشد.
بحث پست قبلی در مورد پیشبینی بود. "بررسی آماری یک نمونه" یکی از روشهای پیشبینی است. معمولاً ما وقتی از یک "نمونه" استفاده میکنیم که دسترسی به "کل" امکانپذیر نباشد. این روش در حقیقت همان است که ما در مثل میگوییم: "مشت نمونه خروار است". اساس استدلال برای درستی "مشت نمونه خروار است" در این است که همه مشتها باید تقریباً مشابه باشند. بهعبارت دیگر نمونه باید حتیالمقدور مشخصات کل را داشته باشد.
به عنوان مثال اگر در مورد محصول کارخانهای با پنج خط تولید مختلف تحقیق میکنیم در صورتی میتوانیم تمامی نمونه را از یک خط انتخاب کنیم که تفاوت معناداری بین این خطوط نباشد. اگر از این یکسانی مطمئن نباشیم باید نمونه خود را از همه خطوط تولید انتخاب کنیم. این دقت میتواند بیشتر شود مثلاً تولیدات ممکن است در ساعات مختلف به خاطر عواملی مانند خستگی کارگران یا گرم شدن ماشینها یکسان نباشند، در این صورت در انتخاب نمونه باید عامل زمان را هم در نظر گرفت و در ساعات مختلف نمونهها را برگزید. درستی تحقیق در گرو انتخاب درست نمونه است و برای انتخاب درست نمونه، احتیاج به دانش کافی از محصول مورد نظر و مراحل تولید آن داریم.
اگر سؤال ما در مورد عقاید و نظرات دستهای از مردم باشد، بررسی آماری یک نمونه را نظرسنجی مینامیم. درستی یک نظرسنجی هم مانند مورد فوق به انتخاب درست نمونه بستگی دارد و صرفاً یک کار مکانیکی نیست. در انتخاب نمونه باید شانس انتخاب تمامی افراد مساوی باشد. مثلاً در یک نظرسنجی تلفنی، شانس انتخاب کسانی که تلفن ندارند صفر است. در این صورت باید بگوییم که نتایج بدست آمده بین دارندگان تلفن معتبر است. اگر اکثریت قریب به اتفاق جامعه مثلا ۹۹ درصد به تلفن دسترسی داشته باشند، شما میتوانید نتیجه را به کل تعمیم دهید. دقیقاً به همین دلیل است که در هر نظرسنجی وجود "جامعهشناس" و نگاه جامعهشناسی لازم است. جامعهشناس باید به ما بگوید که انتخاب نمونه منطبق با مشخصات جامعه است و شانس انتخاب تمامی افراد یکسان است.
نظرسنجیها دو نوعند: در نوع اول نمونه کاملاً "تصادفی" انتخاب میشوند و در نوع دوم در انتخاب نمونه بدنبال فاکتورهای خاصی هستیم. این نوع دوم انتخاب نمونه را "سهمیهای" مینامند. برای مشخص شدن موضوع و تفاوت این دو نوع، متداولترین کاربرد نظرسنجی که همان نظرسنجی در مورد انتخابات است را در نظر بگیرید. شما میتوانید گوشه یک خیابان بایستید و از اولین ۱۰۰۰ نفری که میبینید، سؤالی را بپرسید. این شکل برخورد را تصادفی مینامیم. واضح است که پرسیدن از اولین ۱۰۰۰ نفر عابر فلان خیابان نمونهگیری خوبی نیست. بدی این روش ربطی به تصادفی بودن ندارد. این انتخاب تصادفی است اما شانس انتخابها با هم برابر نیستند.
فرض کنید که ما "میدانیم" و یا جامعهشناسان به ما میگویند که زنان و مردان شبیه به هم رأی نمیدهند، در این صورت بهتر است به جای انتخاب تصادفی ۱۰۰۰ نفر ، از ۵۰۰ مرد و ۵۰۰ زن سؤال کنیم. پس اگر ما قبلاً نظر ۵۰۰ مرد و ۳۰۰ زن را پرسیدهایم، بدنبال مرد دیگری نمیگردیم تا نظر او را بپرسیم. به این دلیل است که میگوییم "به دنبال شخص خاصی" هستیم (نمونهگیری سهمیهای). واضح است که تنها فاکتور مهم جنسیت نیست. مثلاً اگر ۴۰ درصد واجدین حق رأی روستایی هستند، باید ۴۰ درصد نمونه آماری نیز روستایی باشند. اگر ۲۰ درصد واجدین حق رأی کمتر از ۲۵ سال سن دارند، باید این درصد در نمونه نیز رعایت شود و الیآخر. فاکتورهایی نظیر جنسیت، سن، میزان سواد، میزان درآمد، طبقه اجتماعی، محل سکونت معمولاً در هر نظرسنجی باید در نظر گرفته شوند. هر چه تعداد این فاکتورها بیشتر باشد نمونه انتخاب شده بیشتر شبیه جامعه اصلی است و نتیجه بدست آمده دقیقتر خواهد بود. در هر کشوری نیز مؤلفههایی وجود دارند که در جاهای دیگر ممکن است اهمیت نداشته باشد. مثلاً در کشور ما قومیت قطعاً اهمیت دارد و شما نمیتوانید فرض کنید که مثلاً رفتار انتخاباتی کردها و بلوچها یکسان است. همچنین مذهب مهم است و نمیتوان رفتار انتخاباتی شیعه، سنی و یا مسیحی و یهودی را یکسان پنداشت. در حال حاضر اکثریت سازمانهای نظرسنجی معتبر از روش سهمیهای در انتخاب نمونه استفاده میکنند.
پس برگزاری یک نظرسنجی خوب کار سادهای نیست و انتخاب نمونهای که بتواند مصداق جامعه باشد، کاری کاملاً حرفهای است. به همین دلیل در نظرسنجیهای معتبر دهها سؤال پرسیده میشود تا در نهایت به سؤال اصلی برسند که مثلاً به چه کسی رأی میدهید و جالب اینکه شما ممکن است وقت بگذارید و فرم بلندبالای نظرسنجی را پر کنید، اما نظر شما به حساب نیاید چرا که "به دنبال کسی با مشخصات شما نمیگشتهاند".
مدتی قبل خبری در سایتهای آینده و تابناک دیدم که با نگاه کاملاً پلیسی و امنیتی خبر داده بود که تلفنهایی از آلمان به بهانه نظرسنجی انتخاباتی به برخی از شهروندان ایرانی شده است که تعداد زیادی سؤال پرسیدهاند و باید معلوم شود که این اطلاعات را آلمانیها برای چه منظوری طبقهبندی میکنند! تنظیم کننده خبر با تعجب نوشته بود که در برخی موارد مصاحبه کننده درخواست داشته تا فقط با خانمها مصاحبه کند و از نظرسنجی آقایان امتناع کرده است. این خبر نشان میدهد که تنظیمکننده خبر هیچ تصور درستی از نظرسنجی ندارد و همه مراحل کاملاً عادی در یک نظرسنجی، برایش عجیب است. نکته جالب اینست که اینگونه سایتها دائماً از نتایج فلان نظرسنجی هم خبر میدهند و خود نیز گاهی به نظرسنجی مشغولند.
شرایط و فاکتورهای خاص دیگری نیز وجود دارند که در نگاه اول چندان خود را نشان نمیدهند. بعنوان مثال ممکن است ما درصد بیسوادان را در نمونه درست در نظر بگیریم ولی توجه نکنیم که چه کسی رأی آنها را خواهد نوشت. واضح است که وجود رأی نویسان حرفهای در پای صندوقهای رأی در سیستم انتخاباتی ایران را نمیتوان نادیده گرفت. پس فرم نظرخواهی را باید به گونهای طراحی کرد که بتواند مشخص کند که فرد بیسواد چگونه به حوزه رأیگیری میرود. آیا به همراه فردی مورد اعتماد به پای صندوق میرود یا میگوید کسی را پیدا میکنم تا برایم بنویسد. (در مورد تقلب انتخاباتی این مطلب مرا میتوانید بخوانید). فاکتور دیگری که به عنوان مثال در انتخابات دوم خرداد و نظرسنجیهای قبل از آن خیلی اهمیت داشت، مسأله احساس امنیت است. مصاحبه شونده در موارد بسیاری احساس امنیت نمیکند تا نظر خود را دقیقاً بیان کند. ممکن است اصلاً در انتخابات شرکت نکند اما بترسد آن را بازگو کند و یا به جای این کاندیدا از آن یکی نام ببرد (مسأله احساس عدم امنیت همچنان هم باقی است اما به نظر من کمتر از قبل از دوم خرداد شده و مردم راحتتر نظر خود را ابراز میکنند).
سؤالی که در انتها میخواهم به آن بپردازم، اینست که اگر همه اینگونه شرایط رعایت شود، آیا میتوان مطمئن بود که نتایج نظرسنجی با نتایج انتخابات یکسان و یا حداقل نزدیک است؟ جواب نظری به این سؤال مثبت است. زیرا در فرض سؤال آمده است که " اگر همه اینگونه شرایط رعایت شود"، اما چگونه میتوان اطمینان یافت که همه اینگونه شرایط رعایت شده است؟ فرض کنید که یک مرکز نظرسنجی کاملاً کار خود را بلد باشد اما به روانشناسی جامعه ایرانی آشنا نباشد و مثلاً احساس عدم امنیت در هنگام اظهار نظر را نشناسد. بوضوح حاصل کار واقعی نخواهد بود. برای این که تصور نکنید که اختلاف زیاد بین نتایج نظرسنجی و نتایج واقعی در جاهای دیگر پیش نمیآید، میتوان به نتایج انتخابات ۱۹۹۲ در بریتانیا نگاه کرد.
حزب محافظهکار بریتانیا با بحرانهای زیادی در جامعه و در حزب روبروست که ناچار میشود در میانه دوره جان میجر را به نخستوزیری برساند (با فشارهای درون حزبی، مارگارت تاچر مجبور به استعفا میشود). تمامی نظرسنجیها بر عقب بودن حزب محافظهکار از رقیب کارگر خود دلالت دارد. به همین علت میجر انتخابات را تا آنجا که قانون اجازه میدهد به تعویق میاندازد. نظرسنجیهای تمامی مؤسسات نظرسنجی در شب انتخابات از پیروزی حزب کارگر خبر میدهند، اما میجر انتخابات را میبرد. اختلاف میانگین پیشبینی شش مؤسسه اصلی و معروف نظرسنجی با آرای واقعی هشت و نیم درصد است.
چه اتفاقی افتاده بود، آیا میتوان گفت که تمامی این مؤسسات به اندازه کافی دقت نکردهاند؟ قطعاً نه، چون آنان رقیب یکدیگرند و به دنبال ارائه نتیجه بهتر هستند. بررسیهای بعدی نشان داد که فاکتوری بسیار مهم وجود داشته است که کسی به آن توجه نکرده است. شرایط بد اقتصادی، باعث شده بود تا بسیاری از مردم خانههای خود را از دست بدهند و یا بیکار شوند. بوضوح تمامی این مشکلات به حساب دولت و حزب حاکم نوشته میشود. تصور کنید که شما یک رأی دهنده به حزب حاکم هستید که همچنان معتقدید که باید به آنها دوباره رأی داد، اما دوست بغل دستی شما بیخانمان شده است و یا برادر شما کار خود را از دست داده است. به طور طبیعی شما دیگر تمایلی ندارید که از حزب حاکم دفاع کنید و سکوت پیشه میکنید. اگر هم از شما بپرسند که به چه کسی رأی میدهید، نظر واقعی خود را ابراز نمیکنید. پس در واقع فاکتوری که مؤسسات نظرسنجی از آن غافل شده بودند، فاکتور "خجالت" و "تمایل به سکوت" بود. پس از این تجربه عجیب که اعتبار نظرسنجی را زیر سؤال برده بود این مؤسسات به این نتیجه رسیدند که مردم در برخوردهای رودررو همیشه نظرشان را نمیگویند و مراعات دیگران را میکنند. این تجربه باعث شد که نظرسنجیها به سمت نظرسنجی تلفنی متمایل شود، چرا که مردم در این حالت راحتتر حرف میزنند. اما آیا مشکلات کلاً حل شده است؟ نه هنوز هم نمیتوان مطمئن بود و به ادعای خود مؤسسات نظرسنجی آنهادر ۹۵ درصد اوقات درست (با اختلاف کمتر از ۳ درصد خطا) پیشبینی میکنند.
به نظر میرسد هیچ نظرسنجی بیطرفانه و علمیای در ایران صورت نمیگیرد (من اطلاع دقیقی ندارم، حدس خود را نوشتم. دوستانی که اطلاع دارند، اگر اشاره به مؤسسات ایرانی نظرسنجی کنند، ممنون خواهم شد) و نظرسنجیهای یکطرفه و جانبدارانه و یا غیر دقیق باعث شده است تا برخی به جایگاه اصلی نظرسنجی شک کنند. در نظرسنجی علمی، احتمال خطا وجود دارد اما در بسیاری از کشورهای دنیا از آن در برنامهریزی استفاده میکنند. علت هم واضح است، هیچ جایگزین دیگری برای آن وجود ندارد.